حجت الاسلام و المسلمین سید جواد ثمن آبادی از مبلّغان شهرستان آمل در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری اظهار داشت: قرآن کریم برخورد فرشتگان با مؤمنان و کافران در هنگام مرگ را در برخی آیات به گونه زیبایی بیان فرموده است.
کارشناس دینی درباره چگونگی مرگ مؤمنان ابراز داشت: در سوره مبارکه نحل می خوانیم: «الّذین تتوّفاهم الملائکة طیّبین یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنّة بما کنتم تعملون؛ آنانکه چون فرشتگان پاکیزه قبض روحشان کنند به آنان گویند: درود بر شما به سبب اعمال نیکویی که در دنیا انجام داده اید، اکنون به بهشت درآیید.» (نحل: ۳۲) علامه طباطبایی (ره) در المیزان، جلد دوازدهم صفحه ۲۳۶ در تفسیر این آیه شریفه به سه نکته لطیف اشاره فرموده است: «طیّب و پاکیزه بودن از ظلم»، «سلامت و امنیّت»، «راهنمایی به بهشت»؛ و این همان سه نکته ای است که در آیه فوق به آن اشاره شده و البته جریان امنیت و اهتداء در آیه دیگر طرح شده است: «الّذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون؛ آنان که به خدا ایمان آورده و ایمان خود را به ستم نیالودند ایمنی بر آنان است و آنان به حقیقت راه یافتند.» (انعام: ۸۲)
مبلّغ شهرستان آمل در باب چگونگی مرگ کافران ابراز داشت: درباره کافران و آنان که به دین نگرویدند، و در حالت کفر رخت بربستند، چنین می فرماید: «و لو تَری إذ یتوفّی الّذین کفروا الملائکة یضربون وجوهَهم و أدبارهم و ذوقوا عذاب الحریق؛ اگر ببینی سختی حال کافران را، هنگامی که فرشتگان جان آنان را می گیرند و بر روی و پشت آنان می زنند و به آنها می گویند بچشید طعم عذاب سوزنده را.» (انفال: ۵۰)
وی افزود: خداوند درباره کسانی که از دین الهی به راحتی و سادگی برمی گردند، به آن پشت می کنند، احکام خدا را نادیده می گیرند و دست به نفاق می زنند، می فرماید: با چه حال سختی روبرو می شوند، هنگامی که فرشتگان عذاب جانشان را بگیرند و بر روی و پشت آنان تازیانه قهر زنند. «فکیف إذا توفّتهم الملائکة یضربون وجوههم و أدبارهم» (محمّد (ص): ۲۷) بدین سبب که از پی راهی که موجب خشم خداست رفتند و راه خشنودی او را نپیمودند خدا هم اعمالشان را محو و باطل گردانید. در روایات آمده است: یکی از گروه های مستوجب چنین عذاب دردناکی بنی امیّه هستند که امیرالمؤمنین علی (ع) را دوست نمی داشتند و از ولایت او خشنود نبودند؛ با اینکه خداند در جنگ بدر، حنین، بطن نخله، روز ترویه و روز عرفه آیات فراوانی درباره ولایت او نازل فرمود. «۷۰- فی روضة الواعظین للمفید رحمه الله قال الباقر (ع) ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ قال: کرهوا علیا و کان امر الله بولایته یوم بدر و یوم حنین و ببطن نخلة و یوم الترویة و یوم عرفة، نزلت فیه خمس عشرة آیة فی الحجة التی صد فیها رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عن المسجد الحرام و بالجحفة و نجم» (تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص: ۴۳)
حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی تصریح کرد: مرحوم شاه آبادی بیان می کند که فرشتگان دو دسته اند: گروهی متصدّیان امر آخرتند و گروه دیگر سرپرستان و کارگزاران امور دنیا. فرشتگان دنیا وقتی دیدند عمر شخص تبهکار سپری شد و او عمل صالحی ندارد، هنگام مرگ پشت او را محکم می زنند و شکنجه می کنند و او را از دنیا بیرون می کنند و به فرشتگان برزخ و آخرت می سپارند. فرشتگان برزخ وقتی او را می بینند که با دست خالی می آید به صورت او می کوبند. (شذرات المعارف، ص ۶۴)
وی افزود: گروه دیگر متکبّرانی هستند که امید لقای خداوند را نداشته، به اعتقادشان، فرشتگان باید بر آنان نازل شوند و چه بسا توقّع دارند که خداوند را مشاهده کنند و ...: «و قال الّذین لایرجون لقاءنا لولا أُنزل علینا الملائکة أو نری ربّنا لقد استکبروا فی أنفسهم و عتَوا عُتُوّاً کبیراً». این گروه نیز وقتی فرشتگان را ببینند نویدی از آنان نمی یابند، بلکه فرشتگان به آنان گویند از رحمت خدا محروم و ممنوع هستند: «یوم یرون الملائکة لا بُشری یومئذٍ للمجرمین ویقولون حِجْراً محجوراً» (فرقان، آیات ۲۱ ـ ۲۲) زیربنای فکر و عمل این دسته از لحاظ جهان بینی مادّه و مادّه گرایی و از جهت معرفت شناسی حسّ گرایی است؛ زیرا انتظارشان آن است که خدا را ببینند. درست مانند اندیشه بنی اسرائیل که به حضرت موسی می گفتند: ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، مگر اینکه خدا را ببینیم: «لن نؤمن لک حتی نری اللّه جهرة» (بقره: ۵۵)
کارشناس مذهبی بیان کرد: گروه دیگری که هنگام جان دادن، ستمکاران به جان خویشتن به شمار رفته اند، می گویند: ما از جهت فرهنگی عقب افتاده، ناتوان، مستضعف به شمار می رفتیم و در محیط و جوّی آکنده از پلیدی و پلشتی ها به سر می بردیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خداوند گسترده نبود که در آن سفر کنید و از سرزمین کفر و جهالت به وادی ایمان و شهرهای تقوا و علم روآورید؟ پس عذر این گروه پذیرفته نمی شود. جایگاه آنان جهنم و جای بسیار بدی است: «إنّ الّذین توفّاهم الملائِکة ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنّا مستضعفین فی الأرض قالوا ألم تکن أرض اللّه واسعةً فتهاجروا فیها فأولئک مأواهم جهنّم و ساءَت مصیراً ٭ إلّا المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان لایستطیعون حیلةً و لا یهتدون سبیلاً» (نساء: ۹۷ ـ ۹۸)، مگر آن گروه از مردان و زنان و کودکان که به راستی ناتوان بودند و چاره ای برایشان میسّر نبوده و راهی به نجات خود از آن نمی یافتند.
حجت الاسلام و المسلمین سید جواد ثمن آبادی اظهار داشت: گروه دیگری که هنگام مُردن با برخورد سخت فرشتگان روبرو خواهند شد، کسانی هستند که به خدا دروغ می بندند و خود را در جایگاهی که شایستگی آن را ندارند، می بینند و بر آن تکیه می کنند و در برابر سخنان پیامبر (ص) و گفتار خداوند سر تعظیم فرود نمی آوردند و کرنش نمی کنند: «و مَن أظلم ممّن افتری علی اللّه کذباً أو قال أوحی إلیّ و لم یوح إلیه شیءٌ و من قال سأنزل مثل ما أنزل اللّه و لو تری إذ الظّالمون فی غَمَرات الموت و الملائکة باسطوا أیدیهم أَخرِجوا أنفسکم الیوم تُجزَون عذاب الهون بما کنتم تقولون علی اللّه غیرالحقّ و کنتم عن آیاته تستکبرون؛ ای پیامبر اگر سختی و فضاحت حال ستمکاران را ببینی آنگاه که در بی هوشی های مرگ گرفتار آیند، فرشتگان برای قبض روح آنان دست قهر و قدرت برآورند و گویند که جان از تن بدر کنید. امروز کیفر عذاب و خواری می کشید؛ چون بر خدا سخن ناحقّ می گفتید و از حکم آیات او تکبّر و گردن کشی می کردید.» (انعام: ۹۳) امام باقر (ع) فرمود: عذاب این گروهی که در حقّ خاندان پیامبر (ص) چنین ستمکاری هایی روا می دارند تشنگی روز قیامت و خواری است. (نور الثقلین، ج ۱، ص ۷۴۶)
مبلّغ شهرستان آمل ابراز داشت: مرگ و روبرو شدن با فرشتگان مأمور مرگ، قبر و برزخ، پرسش و پاسخ، بسیار دشوار، پرماجرا و پرمصیبت است. از این رو قرآن از آن به «الطّامّة الکبری»، یعنی رخداد پرماجرا و سنگین یاد کرده است: «فإذا جاءَت الطّامّة الکبری» (نازعات: ۳۴). «تلقین میّت» نیز بر این پایه استوار است؛ یعنی سنگینی جان سپردن بر برخی اشخاص چنان تأثیری بر جان آدمی می گذارد که ابتدایی ترین مسائل آیین، مانند ربوبیت خدا، رسالت حضرت رسول الله (ص)، قبله و کتاب را فراموش می کند؛ به ویژه اگر معارف دینی بر جان او ننشسته باشد. از این رو وقتی از او می پرسند کتاب تو چیست، در پاسخ در می ماند. درست مانند انسانی که سکته مغزی کرده و حافظه خود را از دست داده باشد. وقتی آدمی بر اثر حادثه ای کوچک چون سکته مغزی و حصبه همه دانش خود را فراموش می کند، حتماً در آن حادثه بزرگ، یعنی مرگ، ابتدایی ترین مسائل دینی را فراموش خواهد کرد. از این رو در تلقین میّت آن مسائل را به یاد وی می آورند.
وی افزود: پیامبر اکرم (ص) به نقل امام صادق (ع) فرمود: وقتی مرا به آسمان بردند فرشته ای را دیدم که در دست او لوحی از نور بود و به جانب راست و چپ توجّه نداشت و به آن می نگریست، در حالی که اندوهناک بود. گفتم: ای جبرئیل این کیست؟ عرض کرد فرشته مرگ و کار او گرفتن جان هاست.... هرگاه اهل خانه ای بر مرده خویش گریه کنند، می گوید: گریه نکنید، که من به سوی همه شما باز می گردم تا هیچ یک نماند. در این هنگام پیامبر (ص) فرمود: ای جبرئیل مرگ، رخداد بسیار سنگینی است. جبرئیل عرض کرد: پس از مرگ قضیه سنگینتر و بزرگتر از مرگ خواهد بود «قال رسول اللّه: کفی بالموت طامّة یا جبرئیل. فقال جبرئیل: ما بعد الموت أطمّ و أعظم من الموت». اخباری که دلالت بر تمثّل و حضور پیامبر، ائمه طاهرین (ع) ولایت، نماز و زکات دارد به قدری فراوان است که می توان درباره آنها ادّعای تواتر اجمالی کرد.










نظر شما